بی برادر

روایت گونه هایي سرخ از اشک و انتظار
نوشته تقی شجاعی

قسمتی از متن کتاب:

من هرطور حساب می کنم نمیفهمم برادر؛ بی آن برادر چطور سرپا می ایستد،
آن هم بعد از آنکه سر ُخردشده ی برادر را در آغوش می کشد.
بعد از آنکه دست های برادر را وسط بیابان می بیند، بعد از آنکه دنبال آخرین نگاه در چشم تیرخورده ی برادر می گردد و فقط خون می بیند… .

8,000تومان

بازدید: 14